ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
14 اسفند هر سال یادآور غائلهای است که منافقین به همراه حامیان بنیصدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند. |
به همراه حامیان بنیصدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند. در این روز و در مراسمی که به مناسبت سالروز درگذشت مصدق در دانشگاه تهران برگزار شده بود، بنیصدر در سخنرانی خود، به شخصیتهای انقلاب و نهادهای انقلابی توهین نمود و در راستای اهداف استکبار جهانی سخن راند که با اعتراض امت حزبالله مواجه گردید. پس از آن گارد شخصی بنیصدر و منافقان مسلح طی یک برنامه از پیش تنظیم شده، به دستور بنیصدر، به مردم انقلابی حمله کرده و گروه بیشماری را زخمی و دستگیر نمودند. این حادثه در نهایت شکست ضد انقلاب و حذف آنها از صحنه سیاسی کشور را به دنبال داشت. امروز دقیقا 30 سال از آن روز گذشته اما مشاهده مشابهتهای فراوان در رفتارها، شعارها و مواضع آن روز بنیصدر و حامیانش با سران و حامیان فتنه اسرائیلی امروز، ما را بر آن میدارد تا این حادثه را مورد بازخوانی مجدد قرار دهیم و آن را با شرایط حال حاضر فتنهگران تطبیق دهیم.
فقدان تربیت دینی و داشتن مواضع التقاطیبنیصدر یک نیروی بیریشه و بدون اصل و نسب فکری بود، با آنکه روحانیزاده بود، اما تربیت عمیق دینی نداشت. وی درکتاب خاطراتش که در فرانسه به چاپ رسید، اعتراف میکند که فعالیتهای دانشجوییاش بیشتر تحت تأثیر نیروهای ملی بود تا مکتبی و نگرشهای ملیگرایی عمیقتری نسبت به نگرشهای اعتقادی و دینی داشت. کسانی که خانواده بنیصدر در قبل از انقلاب را دیده بودند، مشاهده کرده بودند که رفتار و پوشش غربی داشته و به بدیهیات شرعی نیز معتقد نبودند. اما اینکه چطور چنین فردی به گروه یاران امام پیوست، باید گفت از آنجا که اکثر همراهان امام زبان خارجی نمیدانستند تحصیل در فرانسه و آشنایی با زبان این کشور، امتیازی برای بنیصدر بود تا بتواند خود را وارد صف یاران امام قرار داده و در پرواز انقلاب با امام همراه شود. با آنکه اکثر مسئولان اول انقلاب سالها در زندان ساواک بسر برده و زجر کشیده بودند اما آقای میرحسین موسوی حتی یک سیلی نیز نخورده بود. وی در سالهای 55 تا 57 برای تحصیل در امریکا تشریف داشتند. شهید دیالمه همان روزها متوجه انحراف فکری وی و همسرش شده و تفکرات وی را تأثیر پذیرفته از«جنبش مسلمانان مبارز» به رهبری حبیبالله پیمان دانسته بود. این شهید بزرگوار با اشاره به روزنامه جمهوری اسلامی که موسوی سردبیرآن بود، میگوید:«موضعگیریهای روزنامه در بعضی از موارد، کم و بیش موضعگیریهای روزنامه امت (منظور روزنامه دکتر پیمان) است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ میکند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیتالله کاشانی نمینویسد.»
نقاب خط امامی بنیصدر برای نشان دادن میزان ولایت پذیریاش کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری را بعد از ملاقات با امام و هنگام خروج از بیت امام(ره) اعلام مینماید و روز تنفیذ برخلاف تصور بسیاری از افراد وی ابتدا بر دست امام(ره) بوسه میزند. موسوی نیز در بدو ورود به انتخابات احیای آرمانهای زمان امام و حمایت از مستضعفان را اولویت خود معرفی میکند اما بهتدریج این افکار رنگ باخته و «فلسطین در اولویت ما نیست» و «حمله به نهادهای انقلابی» جایگزین آن میشوند.
غرور کاذب و توهم مقبولیت عامه
بنیصدر توانست در اولین انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن و سه ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی با نقاب انقلابیگری و خط امامی بودن 14 میلیون رأی از مجموع 21 میلیون یعنی 67 درصد را به خود اختصاص دهد. این آرای میلیونی چنان بنیصدر را دچار غرور ساخت که فکر میکرد میتواند از این پس افکار واقعی خود را رو کرده و در مقابل امام و انقلاب بایستد. اما او فراموش کرده بود که رأی مردم به وی در حمایت از امام و انقلاب و بهدلیل حمایت انقلابیون بود. آقای موسوی نیز همانند بنیصدر و بهرغم آنکه حتی مانند وی موفق به کسب اکثریت آرا نشد اما آرای 13 میلیونی وی را دچار توهم محبوبیت ساخت و فکر میکرد میتواند با حمایت این آرا به راحتی مقابل نظام بایستد.
تغییر رفتار بعد از انتخابات
بنیصدر بعد از انتخابات با تغییر رفتار 180 درجهای به تقابل با مجلس خط امام میپردازد. حزب جمهوری اسلامی را که غالباً از اصحاب امام بودند متهم به تلاش برای ایجاد دیکتاتوری مینماید، نهادهای انقلابی را متهم به چماقداری میکند. صدا و سیما را انحصاری و در دست عدهای خاص معرفی میکند، به نصایح و فرامین امام که در زمینههای مختلف صادر میشود کمترین توجهی نمیکند و سرانجام جمهوری اسلامی را متهم به شکنجه زندانیان مینماید و میگوید این جمهوری اسلامی جمهوری اسلامیای نیست که من به آن افتخار کنم.
موسوی نیز روز بعد از انتخابات هویت واقعی خود را نشان داده و همان رفتارهای بنیصدر را تکرار میکند. مقابله با اوامر ولایت فقیه، حمله به نهادهایی مانند شورای نگهبان و سپاه و بسیج، دیکتاتور خطاب کردن نظام، اتهامات فراوان به نظام، کشتهسازی ساختگی و متهم کردن نظام به قتل آنان و دهها مورد دیگر از جمله این شباهتهای رفتاری است.
انتخاباتی صحیح است که پیروز آن باشم!
بنیصدر پس از عزل از فرماندهی کل قوا مردم را به استقامت در مقابل جمهوری اسلامی و تجمع و تظاهرات دعوت کرد که یک نمونه آن را در غائله 14 اسفند شاهد بودیم. بنیصدر مدعی شد نظام با صندوقسازی قصد تقلب در انتخابات را دارد و پس از انتخاب شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور نیز ادعای تقلب را مطرح کرد و تنها انتخاباتی که خود در آن پیروز شد را صحیح میدانست. موسوی نیز پس از اعلام نتایج آرا و مشاهده شکست سنگین خود حامیانش به حضور در خیابانها و تجمع دعوت کرد و در اولین بیانیه خود آورد که تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهد شد. وی حتی به درخواست بازشماری آرا پاسخ مثبت نداد. موسوی تنها بر طبل انتخابات میکوبید و انتخاباتی را میخواست که نتیجهاش پیروزی او باشد.
ساختارشکنی و ریزش آرا
رفتارهای ساختارشکنانه بنیصدر طی یک سال مسئولیت پست ریاست جمهوری باعث شد دلسوزان نظام از حمایت او دست برداشته و منتقد او گردند و نهایتاً در غائله 14 اسفند تنها سازمان منافقین و زاویهداران با انقلاب در حمایت از وی به خیابانها بریزند. موسوی نیز که تجمع 25 خرداد 88 وی را دچار توهم و غرور کاذب کرده بود با بیانیهها و رفتارهای ساختارشکنانه روز به روز حامیان خود را از دست داد به گونهای که در ظهر عاشورای 88 تنها عدهای عضو رسمی منافقین، سلطنتطلب و بهایی در حمایت از این افراد شعار سر میدادند.
دفاع بنیصدر از منافقین
پس از غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران، بنیصدر در نامه خود که 6 روز بعد خطاب به دادستان کل کشور، آیتالله موسوی اردبیلی نوشت، علت اصلی بروز واقعه 14 اسفند را نه سخنان تحریککنندهاش در این روز و شعارها و توهین هوادارانش به امام(ره)، که حضور چماقداران میداند و عملاً تمامی نقشههای گروهکهای حامی خود از جمله مجاهدین خلق و... را در حمله به مخالفین خود منکر میشود:«آقای دادستان محترم! هیچ کس نمیپذیرد که گروهکها چنین و چنان کردند، چرا که اگر چماقداران نمیآمدند هیچ کس هیچ کار نمیکرد!» میرحسین نیز پس از افتضاح روز عاشورا مقصر را نه شعارهای ضددینی حامیانش که برخورد نظام با این خداجویان میدانست.
حبیب ترکاشوند- 14 اسفند هر سال یادآور غائلهای است که منافقین